تحلیل: جمهوری اسلامی ایران چگونه با گروه های مختلف از جمله عرفان حلقه مبارزه می کند؟

حلقه نیوز – از آنجاییکه حکومت تمامیت خواه حاکم بر ایران از شکل گیری و گسترش هر گروه و دسته ای که در کنترل حاکمیت نباشد هراس دارد و به هر شکل ممکن با این حرکتها برخورد و مقابله میکند، با بررسی تجربه سی و هفت سال گذشته نظام امنیتی جمهوری اسلامی، براحتی میتوان به شیوه های مختلف برخورد حاکمیت با گروههای سیاسی، علمی، عقیدتی، صنفی و …. که جهت از بین بردن و یا منحرف کردن و یا کنترل کردن فعالیتهای درونی آنها به انجام میرسد آشنا شد.

حکومت ایران برای کنترل مجموعه آرام و صلح طلب عرفان حلقه و کنترل هیجانات و تجمعات اعتراضی این گروه به دلایل مختلف اجتماعی، امنیتی و سیاسی، ترفندهای متعددی بکار برده است که به نمونه هایی از این برخورد ها که معمولا در برخورد با دیگر گروهها نیز بکار برده شده به طور خلاصه اشاره میشود:

۱. عکس العمل علنی و خشن: یکی از عکس العمل های معمول، مقابله علنی و زد و کوفت و بازداشت و دستگیری کوتاه مدت بوده است که بیشتر جهت ایجاد ترس و دلهره و ایجاد تردید در دل فعالین و افراد تشکیل دهنده گروهها انجام میپذیرد. این برخوردها بیشترین واکنش رسانه ای را به دنبال دارد، و البته حکومت نیز برای رسیدن به هدف ارعاب و تضعیف روحیه افراد، به رسانه ای شدن این سرکوبها دامن میزند. زد و کوب معترضین را در اعتراضات کوی دانشگاه، جنبش سبز، کوچ دراویش، تجمعات عرفان حلقه ای ها و … شاهد بوده ایم و جالبتر اینکه معمولا تمام رسانه های وابسته به حکومت نیز این برخورد ها را پوشش میدهند.

۲. فعالیت به اصطلاح فرهنگی (مخالف سازی): مخالف سازی یک فعالیت فرهنگی بر علیه جریان های مختلف اجتماعی است. در این شیوه گروههای جعلی مردمی و یا نهادهای وابسته به سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی با عنوان مخالفان حوزه فکری و یا مخالفان خودجوش مردمی بر علیه گروه یا حرکت هدف سازماندهی میشوند. شکل دهی موسسه بهداشت معنوی وابسته به اداره فرق و مذاهب وزارت اطلاعات(به عنوان یک نهاد مخالف) و یا انجمن نجات از حلقه (به عنوان گروههای خودجوش مردمی) با بودجه های کلان دولتی برای مبارزه با عرفان حلقه در زمره همین برخورد قرار میگیرند. سازماندهی بسیج مردمی، شکل دهی تجمعات اصطلاحا مردمی ولی با پشتیبانی حکومتی (مانند نهم دیماه ۸۸)، تولید فیلم هایی مثل قلاده های طلا در نفی جنبش سبز و نوشتن کتب و مقالات معتدد در ربط دهی جنبش های دانشجویی به کشورهای غربی، پوشاندن کفن به طلبه های همسو برای مخالفت با موضوعات به طور سلیقه ای و ….. مثالهایی از این فعالیت های فرهنگی و جعل مخالفتهای مردمی در مقابل گروهها و جریاناتی است که مطلوب حکومت نمیباشد.

۳. نفوذ و جهت دهی از داخل: این روش در واقع ایجاد ستون پنجم در داخل گروه های مختلف است. نیروهای اطلاعاتی و در واقع ستون پنجم سیستم اطلاعاتی ایران، شامل اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات و همچنین اطلاعات بیت رهبری، در لباس دوست و به عنوان یکی از اعضای گروه وارد شده و برای خود جایگاهی ایجاد می کنند و گاهی تا رده های تصمیم گیری بالا میروند و در زمان لازم صدمه میزنند. حتی این افراد گاهی به عنوان فعالین گروههای هدف بازداشت شده و زندانی میشوند و اخبار مربوط به آنها با آب و تاب فراوان منتشر شده و پس از آزادیشان، از ایشان به عنوان افراد شجاع و هزینه داده یاد میشود و حریم خاصی برای آنها ایجاد میگردد. این افراد معمولا وظایف مستقیمی را بر عهده دارند که عبارتند از:
– انتقال اطلاعات داخل مجموعه به سازمانهای اطلاعاتی مطبوع
– ایجاد تفرقه و انشعاب و چند دستگی درون گروههای هدف و ایجاد و دامن زدن به دعواهای درون گروهی
– به انحراف کشیدن اهداف و آموزه های اصلی و تهی کردن معنی اهداف اصلی گروهها
– پخش اخبار دروغ و شایعه سازی بسته به نیاز سازمانهای اطلاعاتی مطبوع
– همراه کردن و به حاشیه بردن بدنه مجموعه با فریب و ایجاد تردید در افراد مجموعه
– اجرا و پیگیری سناریوها و برنامه های سازمانهای اطلاعاتی مطبوع در گروه هدف
معمولا در این روش افراد اصلی و موثر و با کارایی بالاتر گروه هدف نفی میشوند و یا به حاشیه رانده میشوند و یا در بزنگاههای تاریخی دستگیر و یا حصر میشوند و افراد نفوذ داده شده به جای آنان جعل میشوند. نمونه این عمل در جریانهای اصلاح طلبی و جنبش سبز و یا جنبش دانشجویی کاملا مشهود است. گروه های بسته و کوچک مثل دراویش به نسبت از این گزند بیشتر در امان هستند اما ملاحظه میشود نفوذ در هواداران عرفان حلقه به دلیل ماهیت عام بودن آموزه های این عرفان، به مراتب کار ساده تری بوده و به طور وسیعی به انجام رسیده است.

۴. به خدمت گرفتن افراد شاخص مجموعه: در این شیوه افراد شاخص و قدیمی داخل مجموعه شناسایی شده و تحت فشار قرار میگیرند تا مجبور به همکاری با خواسته های حکومت شوند و به نوعی همان نقش نفوذی های درون مجموعه را بازی کنند. این افراد معمولا دارای پرونده های بازی هستند که هیچگاه بررسی نمیشوند، حکم های صادر شده ای که هیچگاه اجرایی نمیشوند، و یا حکومت بخشی از خانواده یا دارایی و یا اطلاعات شخصی و خصوصی انها را به گروگان گرفته و شخص را مجبور به همکاری میکند. این افراد معمولا توسط دیگر افراد نفوذ داده شده به مجموعه همواره تایید شده و رفتارهای متناقضشان توجیه و توضیح داده میشود. اینها معمولا کسانی هستند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم مورد توجه گروه زیادی از افراد بدنه گروهها به قرار دارند. به منظور کم کردن شک و شبهه، این گروه بعضا با افراد گروه شماره ۳ که پیشتر نفوذ داده شده اند مخلوط می شوند.

۵. استفاده از فعالین رسانه ای و حقوق بشری: در این روش افراد نفوذی و یا افراد تحت فشار، به عنوان هواداران و افراد رده بالای یک جنبش با فعالین رسانه های و فعالین حقوق بشری ارتباط برقرار کرده و آنها را تشویق به درج اخبار اشتباه و دروغین خود می کنند. انتشار این اخبار اشتباه با چند هدف صورت میپذیرد: اول اینکه با انتشار این اخبار توسط رسانه های مستقل و فعالین حقوق بشری، به نوعی به اخبار دروغ اعتبار میدهند و دست به نوعی تاریخ سازی میزنند. ضمن اینکه با انتشار وسیع این اخبار از توجه احتمالی افراد به تناقضات خبری جلوگیری میکنند و همچنین ادعاهای افرادی که پی به دروغ و کذب بودن اخبار و روایتهای منتشر شده میبرند را در زیر اعتبار رسانه های مختلف مخفی کرده و بی اعتبار نشان میدهند.
اخبار و روایتهای مختلف و متناقضی که از روند بررسی پرونده آقای طاهری در دو سال گذشته منتشر شده است و یا اخبار مختلف از اعتصاب غذاهای عجیب، بدون هدف و بی حاصلی که به وی منتسب میشود از نمونه های کوچک این روش برخورد با جریان عرفان حلقه و سرنوشت پرونده بنیان گذار آن میباشد.

۶. لوث کردن موضوع و از بین بردن اهمیت مبانی و اخبار گروه در اذهان عمومی: در این مرحله نیر با کمک افراد نفوذ داده شده و یا تحت فشار گذاشته شده و همراهی بدنه فریب خورده که بعضا مورد تعرض خشن قرار گرفته اند و به اصطلاح بازداشت کشیده اند، و همچنین به ظاهر در فعالیت های فرهنگی نیز دستی داشته اند، با ارائه اخبار کذب، تکراری، دوره ای و کش دار سعی در لوث کردن مبانی و یا اتفاقت و یا موضوعاتی می کنند که تاریخ مصرفش برای حکومت به پایان رسیده و یا به دنبال بی رنگ و بی اثر کردن آن میباشند.
به عنوان مثال، ایجاد تجمعات کوچک، بی اثر، تکراری، بدون برنامه و استراتژی مشخص و بدون خواسته و در عین حال بازتاب رسانه ای غلو شده آن در رسانه های داخلی و خارجی با هدف بی اهمیت کردن اخبار تجمعات موثر طرفداران عرفان حلقه صورت گرفت تا هم نوعی واکسینه شدن درون گروهی و هم اشباح خبری بیرونی برای این نوع حرکت ها ایجاد کنند. همچنین می توان به اخبار متوالی  اعتصاب غذای محمد علی طاهری در دوسال گذشته و پس از شهادت وی زیر شکنجه و اعتصاب غذا در زمستان ۱۳۹۳، و انتشار اخبار ضد و نقیض از وضعیت جسمی خوب یا بد وی اشاره کرد. برای مثال میتوان به اخبار اعتصاب غذای ۷۴ روزه محمد علی طاهری در سال ۱۳۹۴ اشاره کرد که بدون داشتن هدف مشخص و سرانجامی مشخص پایان یافته اعلام شد و یا در مورد اخیر اعتصاب غذای بیش از هشتاد روزه که در طول این زمان بارها از بد شدن حال وی، به کما رفتن، بیهوش شدن، به دادگاه رفتن حین اعتصاب، بی خبری از وضعیت او، وارد شدن به اعتصاب خشک و برگشتن به اعتصاب تر، و بازی های رسانه ای اشاره کرد که عملا باعث شده اعتماد افکار عمومی و رسانه های خبری به وضعیت پرونده محمد علی طاهری و بازتاب هر نوع خبری از جمله درست یا دروغ از بین برود.

روشهای برخورد حکومت ایران با مجموعه عرفان حلقه البته به این شش مرحله محدود نیست و در طول ده سال گذشته، چه در زمان حضور بنیانگذار این مکتب عرفانی و چه در زمان دستگیری و دوری بنیانگذار این مکتب از بدنه مجموعه و چه پس از شهادت وی در دی ماه ۱۳۹۳، روشهای ویژه و پیچیده اطلاعاتی و عملیاتی بر ضداین جریان سازماندهی شده است. اما میتوان این شش مرحله را بین تمامی گروهها و جنبشهای سیاسی، اجتماعی، عقیدتی و ..با عرفان حلقه مشترک دانست.

اینک، حکومت جمهوری اسلامی ایران با کمک دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی خود، پس از گذشت دوسال از شهادت محمد علی طاهری، تمام این شش مرحله را اجرایی کرده و وارد مرحله بعدی می شود. قسمتی از بدنه مجموعه عرفان حلقه با پشتیبانی بخشی از نظام، در حال تبلیغ نسخه مخدوش شده ای از عرفان حلقه هستند که از آن به «عرفان حلقه حکومتی» نام برده میشود (به نام حق، در مقابل حق)، و قسمت دیگری از حکومت ایران سعی در مقابله علنی با آنرا دارد. با این ترفند، هم نسخه دروغین عرفان حلقه منتشر شده و بر روی نسخه حقیقی و حقایق رویداده سرپوش گذاشته می شود و هم افراد ناآگاهی که مشغول تبلیغ آن هستند، به دلیل مخالفت قسمتی از حکومت با عرفان حلقه مخدوش شده، حاضر به پذیرش این مهم نیستند که خود آب به آسیاب جبهه ناحق می ریزند و در زمین بازی خود حکومت و با قواعدی که خود حکومت تعیین کرده مشغول بازی ای هستند که هم برد و هم باخت آنها در نهایت به نفع حکومت میباشد.